سحرگه به ره یکی پیر دیدم سوی خاک خم گشته از نا توانی
بگفتم چه گم کرده ای اندر این ره؟ بگفتا جوانی، جوانی، جوانی!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۱ ساعت 15:50 توسط فضایلی - اکبرزاده مقدم
|
این وبلاگ کاملا خصوصی بوده و فقط برای کمک کردن به دوستان هم سن و سال در این درس است.در اين جا شما خواننده ي عزيز معاني اشعار ، جواب سوالات مهم و ..... را مشاهده خواهيد کرد